X
تبلیغات
رایتل

فضل الله صبحی مهتدی یکی از بانفوذترین مبلغان بهائی بود

 

 که در طی سالهای متمادی وطولانی در فرقه بهائی مشغول به

 

خدمت بوده ، اومسافرتهای زیادی رفته واز شخص عبدالبهاء تشویقنامه

 

 ها والواح زیادی دریافت نموده .

او کسی بود که در جوار عبدالبهاء به کتابت آنچه عبدالبهاء امر میکرد

 

مشغول بود ویکی از مورد اعتمادترین وبهترین یاران عبدالبهاءبه قول

 

خود او بوده است بهائیان او را کاتب وحی مینامیدند ودر نزد

 

 عموم

بهائیانبی اندازه ارج وقرب داشت وهمه به مقام ومنصب وی غبطه میخوردند .

 

او تمام مطالب محرمانه ای را که عبدالبهاء برای اشخاص میخواسته

 

بنویسداز زبان خود اومی شنیده مینوشته وعلاوه بر اینها به تمام خصوصیات

 

اخلاقی ومسائل شخصی عبدالبهاء آگاه شده وبه ضعفهای آشکاروپنهان

 

اووسایر اعضاءخانواده وی بالاخص شوقی افندی که بعد از عبدالبهاءزمام

 

امور را به دست گرفته وجانشین او شد اطلاع کامل یافت شوقی افندی نوه

 

 دختری عبدالبهاء که( استغفرالله )بهائیان اورا نیز همچون عبدالبهاءدر حد ائمه

 

 اطهار علیه السلام وبرتر وبالاتر میپندارند واورا معصوم ومصون از خطا میدانند

 

،اوکسی است که صبحی در باره اش مسائل غیر اخلاقی وزشتی بیان میکند

 

 که در مقدمه کتابش نیز به آن اشاره شده است .

 

برای صبحی از طرف عبد البهاء الواحی صادر شده که بد نیست قبل از مطالعه

 

 کتاب مروری بر آنها داشته باشیم .

صبحی در صفحه 224 کتابش که بعد از این مقدمه مفصلاً و مشروحاً کل

 

مطالب آن از دید خوانندگان خواهد گذشت نوشته است: و اما من در مقابل

 

 بیش از پیش بر راستی و درستی در کار و رعایت میل و خاطر او (( عبد البهاء ))

 

 افزودم و امور مرجوعه را چنان بخوبی انجام دادم که مکرر لسانن و قلباً اظهار

 

خوشنودی کرد .

 

از آنجمله در لوحی خطاب به ابوی این بنده کرده میگوید (( ای بنده بهاء سلیل جلیل

 به فوز عظیم رسید و به موهبت کبری نائل شد عاکف کوی دوست گشت و

مستفیظ از خوی او گردید در اینم انجمن حاظر گشت و به صوت حسن ترتیل

 آیات نمود هر شب جمع را مستغرق بحر منجات کرد و به آهنگ شور و شهناز

به راز و نیاز آورد.

شکر کن خدا را که چنین پسر روح پروری به تو داد و هم در لوح دیگر

 

 گوید (( جناب صبحی به خدمات مرجوعه مشغول و هذا من فضل ربنا

 

 الرحمن الرحیم )) و نیز در جای دیگر گوید (( جناب صبحی در حظور است و

 

 شب روز مشغول ، شکر کن خدا را به چنین موهبتی موفق شده است )) و

 

 نیز گوید جناب صبحی هر صبا صبوحی زند و به خدمت پردازد و در حق آن خاندان

 

 عون و عنایت طلبد .

 

و امثال این الواح در مدح صبحی از طرف عبد البهاء زیاد صادر شده است

 

 سوال این است بهائیان عبد البهاء را مصون از هر خطا میدانند و او را صاحب

 

 کرامات و الهامات غیبیه میشمارد آیا از خود نمیپرسند عبد البهاء چگونه کسی

 

 را که بعد از مدتی از آنها جدا شده و علیه آنها کتابها خواهد نوشت و افراد زیادی

 

 را با آثار ماندنی خویش هدایت خواهد نمود و ممکن است برای ادای مطلب و

 

 اثبات حقیقت سخنانش به مدارک و اسنادی متوسل شده و حیثیت خانوادگی

 

 و اجتماعی این مدعیان را بر باد دهد ؟!!!

 

آنچنان که او را مورد محبت قرار داده و به عنوان کاتب سایه به سایه میپذیرد .

 

 باید گفت عبد البهاء ملهم به الهامات غیبیه نبوده بلکه آنقدر از لحاظ

 

روانشناسی و انسانشناسی هم ضعیف بوده که نمیتوانسته او را با

 

 بسیاری از مسائل محرمانه درون تشکیلاتی و خانوادگی آگاهی نبخشد .

 

مطالبی که صبحی در کتابهایش آورده کاملاً بدون غرض شخصی و بسیار

 

خواندنی و جذاب است . بعد از مطالعة این کتاب سئوالات زیادی در ذهن هر

 

 خواننده ایجاد میشود . او که مبلغ بزرگ این فرقه بوده به گونه ای از بهائیت

 

 بر میگردد و به اسلام میگرود که با استدلالات بسیار ساده اما عمیق به اثبات

 

 حقانیت اسلام و بطالت بهائیت پرداخته و هر خواننده با بصیرت و غیر متعصبی

 

 را مقر و معترف به حقیقت کلام میکند و چه زیبا میگوبد اگر بهائیای شعار

 

 سر دادند که تحری حقیقت کنید و بدون غرض و تعصب تحقیق کنید چرا کسانی

 

 را که تحری حقیقت میکنند و بدون تعصب به حقیقت که بطلان بهائیت است

 

 پی میبرند ، ترد کرده و حتی از مراوده با خانواده محروم میکنند .

 

اگر این فرقه ادعا میکند که دین آزاد است بگزارد که افرادش بدون ترس و

 

اجبار به هر راهی که معتقدند پای بند باشند کتابهای صبحی را بدون غرض و

 

 تعصب مطالعه کنید تا و را و از حقیقس که برایتان مکشوف میشود بهائیت را

 

 بشناسید و اگر از فریب خوردگانید به حقیقت نائل آمده رستگار شوید .